خرید بک لینک
از هر چه میرود سخن دوست خوشتر استپیغام آشنا نفس روح پرور استهرگز وجود حاضر غایب شنیدهایمن در میان جمع و دلم جای دیگر استشاهد که در میان نبود شمع گو بمیرچون هست اگر چراغ نباشد منور استابنای روزگار به صحرا روند و باغصحرا و باغ زنده دلان کوی دلبر استجان میروم که در قدم اندازمش ز شوقدرماندهام هنوز که نزلی محقر استکاش آن به خشم رفتهٔ ما آشتی کنانبازآمدی که دیدهٔ مشتاق بر در استجانا دلم چو عود بر آت

برچسب: عاشق,پررنگ,هشتم, نویسنده: متین میرزاپور تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:47

صفحه بندی